Karya Kaligrafi یک نیمچه باغچه ای داریم توی یکی ازروستاهای اطراف دماوند. دیگه از بهار که میشه ت…- Ne Javaher

[ad_1]

یک نیمچه باغچه ای داریم توی یکی ازروستاهای اطراف دماوند. دیگه از بهار که میشه تا اوایل پاییز، بخاطر رسیدگیها و اینجور کارها، معمولا نیمی از هفته اینجاییم و نیمی از هفته اونجا. مناطقی که بین کوه و دشت محصور هستند، معمولا هم آفتابشون جگرسوزه و هم باد سردشون استخوان سوز… امروز ازون روزها بود که باد میومد و میرفت….
یک تاب دونفره داریم. ازین تاب های فانتزی که برای این خوبه آدم بنشینه روش و در حد مختصری تاب بخوره. اصلا سرعت بالا نداره.
نشستم رو تاب و با پاهام بهش سرعت دادم. نهایت سرعتی که میشد…چشمهامو بستم و خودمو سپردم به باد خنک روستا و بالا پایین شدن تاب…یک لحظه صداها عوض شد. تصاویر عوض شد…من بودم. دخترکی کوچک. با دختر دایی و پسر داییهام. خونه ی خاله ام. ازون خونه بزرگ قدیمیها ته بازارچه شاهپور….یک تاب داشتن. ازون تابهای آهنی. سبز رنگ. کنار درخت توت… من رو تاب بودم. بچه ها تاب را هول میدادن. ازین تاب فانتزیا نبود که. تاب اساسی بود. میشد جوری هول داد که اونی که نشسته روی تاب حس کنه پاش الان میخوره به آسمون. قاعده اش این بود که تاب که داره میره جلو پامون را دراز کنیم. وقتی میاد عقب پامونو جمع کنیم. اینجوری میشد به سرعت نور رسید… تاب تندتر و تندتر شد و ماها سرخوشانه داد میزدیم: تاب، تاب، عباسی. خدا منو نندازی….فقط یک ایراد بزرگ داشت این تاب. سرعتش که از یه حدی بالاتر میرفت، خود بدنه اصلی تاب راه میفتاد. یعنی یهو میدیدی یک متر رفت جلو. سرعت بالا رفته بود. که یهو صدای مهیب حرکت پایه های آهنی روی موزاییک بلند شد. تازه فهمیدیم چه کاری کردیم. ازین ور بچه ها جیغ زنان فرار میکردند. و ازون طرف صدای داد بزرگترها میومد که میگفتن: مگه صدبار نگفتیم تابو زیاد هول ندید.. ولی نگهداشتنش کار بچه ها نبود. جلو میومدن سر و کله شون داغون بود. و این من بودم که با آخرین حد سرعت میان زمین و هوا معلق بودم و همزمان خود تاب هم جلو میرفت. فقط زنجیر را محکم گرفته بودم و پاهامو بیحرکت نگهداشته بودم که سرعت کم بشه و توی دلم آرووم میخوندم: تاب تاب عباسی. خدا منو نندازی…
یک چیزی خورد به صورتم. بادِ سردِ روستا بود….تصاویر محو شدن. تاب سبز محو شد. بچه ها محو شدند. اما….
صدای دخترک روی تاب هنوز میومد: خدا منو نندازی….خدا منو نندازی…🌹
.
.
کار گره در گره هشت مربع زهره و هشت کند
طراحی ساختار: سعید شکوری @shakouri_saeid
.
Eight point dual Gereh Pattern (Shah Gereh)
Construction: @shakouri_saeid @sekroart .

[ad_2]
Sumber:
Source